محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6674
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رقعه اى كه با وى بود گم شد كه به نزد سلطان بازگشت و رفتارى را كه با وى كرده بودند به دو خبر داد . معتضد طريف مخلدى خادم را بگفت كه برنشيند و هر كه را به خادمان مىپردازد بگيرد و تازيانه بزند . طريف به روز شنبه ، سيزده روز رفته از جمادى الاول ، با جمعى از سوار و پياده برنشست و خادمى سياه را پيش روى خود فرستاد و سوى باب الطاق رفت ، به سبب دستورى كه داشت كه هر كه را به خادم بانگ اى عقيق مىزند بگيرد . چنان كه گويند در باب الطاق هفت كس را گرفت كه گويند يكيشان پارچه فروش بود . آنها را در جايگاه نگهبانى سمت شرقى تازيانه زدند . ( 54 طريف عبور كرد و سوى كرخ رفت ، آنجا نيز چنان كرد و پنج كس را بگرفت و آنها را در جايگاه نگهبانى سمت شرقى تازيانه زد ، همه را بر شتران نشاندند و بانگ زدند كه اين سزاى كسى است كه به خادمان سلطان پردازد و به آنها بانگ اى عقيق زند . آن روز بداشتندشان و شبانگاه آزادشان كردند . در اين سال المعتضد بالله مصمم شد . معاوية بن ابى سفيان را بر منبرها لعن گويد و دستور داد نامه اى در اين باب انشاء كنند كه بر مردم خوانده شود . عبيد الله بن - سليمان وى را از بر آشفتن عامه بيم داد و اينكه خطر فتنه هست ، اما به گفتار وى اعتنا نكرد . گويند كه معتضد وقتى اين كار را مىخواست كرد ، نخستين چيزى كه آغاز كرد اين بود كه دستور داد به عامه دستور دهند كه مىبايد به كارهاى خويش پردازند و فراهم آمدن و سخن كردن و شهادت دادن به نزد سلطان را رها كنند ، مگر از شهادتى كه به نزد آنها هست پرسش شود ، و نقل گويان را از نشستن بر راهها منع كنند و در اين باب نسخه ها كردند كه در دو سمت مدينة السلام در محلات و بازارها خوانده شد ، به روز چهارشنبه شش روز مانده از جمادى الاول اين سال خوانده شد . سپس به روز جمعه ، چهار روز مانده از آن ماه ، نقل گويان را از نشستن در دو مسجد جامع منع كردند .